تبليغاتX
راه نور
مددکاری تخصصی و جایگاه آن در اسلام

                                                              

    وقتي بچه بودم دلم مي خواست دنيا را عوض كنم                        

بزرگتر كه شدم گفتم : دنيا بزرگ است كشورم را تغيير مي دهم .

در نوجواني گفتم : كشور خيلي بزرگ است بهتر است شهرم را دگرگون سازم .

جوان كه شدم گفتم : شهر خيلي بزرگ است محله خود را تغيير مي دهم .

به ميانسالي كه رسيدم :گفتم شهر خيلي بزرگ است محله خود را تغيير مي دهم .

در اين لحظه آخر عمر مي بينم كه بايد از خودم شروع مي كردم . اگر تغيير را از خودم اغاز كرده بودم خانواده ام ، محله ام ، شهرم ، كشورم ، و شايد جهانم را به قدر توانم تغيير مي دادم

                                                                

              *بسم الله الرحمن الرحيم*                                                             

                             "مددكاري اجتماعي ،                                                                              

هر چيزي را كليدي است و كليد بهشت دوستي با مستمندان و كمك به رفع مشكل آنان است

 

 

مقدمه

 

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند:(هنگامي كه حاجتمندي  از شما چيزي بخواهد گفتار او را قطع نكنيد تا تمام مقصود خويش را شرح دهد ،سپس با وقار وادب و ملايمت با او پاسخ گوييد يا چيزي كه در قدرت داريد در اختيار او قرار دهيد )

يكي از اساسي ترين اصول اساسي در مددكاري اجتماعي اصل پذيرش است به اين معنا كه پذيرش كننده بايد مراجع را در هر موقعيتي و در هر شرايطي كه هست بپذيرد و او را به همان صورتي كه هست بدور از هر گونه پيش داوري، تعصبات و علايق سياسي، مذهبي، خصوصيات فردي، مراجع را به عنوان فرد يا گروهي كه نيازمند خدمات حرفه اي  اوست بپذيرد. پذيرش مددجو به معني  قبول مددجو به عنوان يك انسان يا انسانهايي كه داراي مشكل و نياز است كه محق حمايت و راهنمايي بوده و چه بسا كه خود در ايجاد مشكل نقشي نداشته باشد و وضع موجود بر او تحميل شده است. پذيرش اين امر كه وجود يك يا چندنياز ،آرامش و آسايش يك انسان را مختل نموده و در كارآئي و انجام وظائف فردي و اجتماعي او تاثير گذار بوده است و يا قبول اين واقعيت كه چه بسا مراجع به جهت فقرفرهنگي قادر به درك موقعيت خويش و فهم مشكلات و نيازهايش نيست و يا از آنها برداشت و تلقي نادرستي دارد. پذيرش بدين معني است  كه مددجو عليرغم فقر اقتصادي؛فرهنگي،بيماري،معلوليت و ... .

داراي توان نسبي و بالقوه اي است كه مي توان با تكيه بر آن در جهت ايجاد تغييرو دگرگوني در وضع موجود و حركت تدريجي  به سوي وضع مطلوب بهره جست. پذيرش مددجو يعني اينكه مددكار اجتماعي عليرغم نابسامانيها موجود، مددجو را با رويي گشاده و با صميميت بپذيرد و با رفتار وعكس العمل هاي مناسب،چنين پذيرشي را به مددجو نشان دهد.

اين اصل به مددكار اجتماعي مي آموزد كه اولا به تمامي انسانها هرچند با او هم عقيده، آشنا و خويشاوند نباشد برخورد انساني داشته و با تمامي امكانات و توان حرفه اي به كمك مددجويان بشتابد. ثانيا ظاهر مددجو ،نحوه بيان، نحوه برخوردش كوچكترين تاثير سوئي در پذيرش مددجو نداشته باشد.

تعاريف و مفاهيم

پذيرش:پذيرش، نظامي است كه در آن ايده ها، باورها، احساسات و عواطف مددكاري با ايده ها، باورها و عواطف فرد ديگري در حال تاثير و تاثر متقابل قرار گيرد به تعبيري رابطه دو جانبه كلامي،غير كلامي، چهره به چهره و يا غير مستقيم كه شايد در شروع جنبه حمايتي داشته ولي بتدريج با مشاركت همه جانبه مددجو به سوي خوداتكائي گرايش پيدا مي كند و اين مرحله مرحله اي از فرايند شناسايي است كه به شناخت افراد و خانواده هاي نيازمند منتهي  مي گردد.

 

مددكار اجتماعي:

منظور از مددكار اجتماعي فردي است حرفه اي كه بر اساس اصول حرفه اي  و با استفاده از دانش و مهارتهاي خاص مددكاري اجتماعي در  موسسات خدمات اجتماعي به حل مشكلات افراد ،گروه ها و جوامع مي پردازد.

مددكاري اجتماعي:

حرفه اي است مبتني بر استعداد، مهارت و دانش خاص به منظور فراهم آوردن شرايط مادي و معنوي براي افراد و اقشار نيازمند جامعه بگونه اي كه در جهت شناخت و رفع مشكل خود برانگيخته شوند.

مصاحبه:مصاحبه رابطه اي چهره به چهره وكلامي براي گردآوري اطلاعات و به منظورشناخت     ويژگي هاي افراد صورت مي گيرد . مصاحبه ابزاري است كه مددكار در برقراري يك رابطه مناسب جهت درك احساسات و بيان دروني مددجو واحساسات دروني مددجو فراهم مي كند.

مشكل:مشكل همان عاملي است كه موجب ارجاع واي مرا جعه مددجوبه مددكارمي شود. مشكل عامل ارتباطي بين مددكارومددجواست. دريك تعريف ساده وروشن ازمشكل مي توان گفت كه "مشكل آن چيزي است كه برروي كاركرداجتماعي فرد،گروه يااجتماع اثرمي گذارد".

 

خدمت اجتماعي : فعاليت حرفه اي كه به افراد، گروه ها، جوامع به منظور بالا بردن ظرفيت آنها در انجام تكاليف و وظائف اجتماعيشان در چارچوب اصول و قوانين جامعه عرضه ميشود.

مدد جو : عبارت است از فرد،خانواده، گروه، جامعه كه به دلايلي نيازمند خدمات     حرفه اي مددكار است.

حمايت : مجموعه خدمات مادي و معنوي كه بصورت مستمر و غير مستمر به افراد نيازمند ارائه مي گردد.

 

تحقيق ميداني : مرحله اي از فرايند شناسايي بوده و عبارت است از جمع آوري اطلاعات با هدف توصيف، بازنگري و تحليل وارائه پيشنهاد به منظور كمك به روند تصميم گيري صحيح در تمام سطوح نظام حمايتي.

مهمترين اصول درحرفه مددكاري اجتماعي عبارتندا   - اصل پذيرش (الف- پذيرش مددجوتوسط مددكار ب- پذيرش مددكارتوسط مددجو ج-  پذیرش متقابل )پ - اصل فرديت- اصل رابطه حرفه اي(الف- چگونگي برخورداول ب- ارتباط كلامي  ج- ارتباط غيركلامي د- توجه به شرايط زماني ومكان و- توجه به فرهنگها و سنّت هاي حاكم  برمددجو - اصل مشاركت - 5اصل راز داري حرفه اي -6 اصل خودآگاهي-

"سير تاريخي و تاريخچه مددكاري اجتماعي

مدكاري اجتماعي نه تنها درايران بلكه درجهان نيز به عنوان يك رشته علمي كاربردي و يك حرفه انساني ـ اجتماعي جديد است واز تأسيس آن حدود صد سال مي گذرد. مددكاري داوطلبانه  سازمان نيافته حرفه اي ، تاريخي به قدمت تاريخ بشر دارد واز زماني كه بشرخلق شد، با توجه به نيازهاي اجتماعيش به ناچار به زندگي در جمع بوده است. اين جمعي زيستن اورا در جهت همكاري اجتماعي و مددكاري بي برنامه سوق مي داد و براي تأمين نيازهاي خود وهمچنين به منظور دفاع و حراست از خود مجبور به همكاري با ديگران بوده است. مددكاري تخصصي سازمان يافته):با ورود صنعت به زند گي بشر ، گسترش شهر نشيني بخصوص اثراتي كه رشد صنعت در كشور ها بر نظام اجتماعي گذاشت رفاه اجتماعي را از دو جهت دستخوش تغيير كرد از يك جهت بسياري از نهاد هاي اجتماعي كه بعنوان پايگاه ارائه خدمات اجتماعي عمل مي كردند دچار ضعف و سستي شدند و در نتيجه بسياري از امكانات خود را از دست داند و از جهت ديگر مشكلات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي در اين گونه جوامع رشد روز افزوني يافت وتحولاتي را در تمامي ابعاد فردي و اجتماعي زندگي انسان به وجود آورد كه حضور مددكار به مفهوم خاص و سازمان يافته را طلب مي كرد.

  عوامل مختلفي كه در پي اين تحولات زمينه هاي ايجاد و توسعه مددكاري اجتماعي را فراهم ساخت عبارتند از:

  ۱- افزايش جمعيت  2- مهاجرتهاي گسترده و توسعه بي رويه شهرنشيني3- نيازهاي جديدوگسترده4- حوادث و سوانح ناشي از صنعت 5- سستي روابط و مناسبات  اجتماعي6- تدابيروسياستهاي دولت در  جهت نيل به اهداف رفاه اجتماعي7- سسستي پايه هاي اخلاقي و اعتقادات معنوي 8- سياستهاي سوءاستعمار 9- حوادث و سوانح طبيعي نظيرسيل و زلزله و. . .10- مصوبات و مقررات بين الملللي

 براي مشكل پنج خصيصه مي توان نام برد:

 - با نيازهاي انساني ارتباط دارد2- همواره طبيعتي پويا دارد وتحت تأثيرعوامل محيطي تغييرمي كند. 3- داراي علّت ياعلتّهاي مختلف است.4- وجود مشكل به شخصّيت و نوع نگرش فرد بستگي دارد.5 - مشكلات غالباً داراي سابقه اند ولي گاهي بدون زمينه قبلي به وجود مي آيند.

 انواع مشكلات:

-      جسماني(نابينايي ، اختلال دراندامهاي حركتي و...)- رواني(افسردگي ، جنون جواني و...) - عاطفي- رواني(كينه توزي، حسادت شديد و...- اقتصادي(فقر، بيكاري، ورشكستگي و...) - فرهنگي(بي سوادي، عدم آگاهي ، اختلالات قومي و...) - اجتماعي(اعتياد، بزهكاري، فحشا و...)

تعاريف

خدمات اجتماعي:خدمات اجتماعي فعاليتي حرفه اي كه به افراد، گروهها وجوامع به منظوربالا بردن ظرفيت آنها درانجام تكاليف و وظايف اجتماعيشان در چارچوب اصول وقوانين جامعه عرضه مي شود . خدمات اجتماعي وسيله اي براي تحقق ارتباط سازنده بين فرد وجامعه است. خدمات اجتماعي عبارت است ازمجموعه اي از فعاليتهاي سازمان يافته كه ازطريق سازمانهاي رفاهي - اجتماعي به مراجعين و متقاضيان عرضه مي شود تا زمينه رضايت مندي وبهروزي آنها را فراهم سازد.

رفاه اجتماعي:رفاه اجتماعي شامل مجموعه اي متشكل از خدمات، مؤسسات ونهادهاي اجتماعي است كه هدف آن كمك به افراد جامعه، گروه هاي مختلف وخانواده ها به منظور توفيق آنها براي وصول به يك زندگي مطلوب مي باشد . كه به دو گونه متفاوت"اضطراري" و " نهادي" تقسيم بندي مي شود. رفاه اجتماعي مجموعه اي از تدابير و سياستهايي است كه در قالب برنامه هاي مختلف جامعه ارائه مي شود و يا به قول هاري كاسيد براي حفظ و نگهداري و بهبود منابع به كارگرفته مي شود. رفاه اجتماعي نظامي ازقوانين ، برنامه ها ، كمك ها وخدماتي است كه ازطريق تقويت ، اطمينان وايجاد امكانات به نيازهاي اولّيه مردم جواب مي دهد ؛ اين نظام همواره در جهت جوابگويي تغييرات جامعه و گسترش انتظارات و توقعّات روزافزون مردم ، تغيير كرده است.

تأمين اجتماعي:اصطلاح تأمين اجتماعي بيانگرتأمين درآمدي است كه به هنگام قطع درآمد بعللي ازقبيل بيكاري، بيماري، يا حادثه جايگزين آن مي شود وهمچنين تأمين درآمد براي كساني كه به علّت پيري بازنشسته شده اند و نيز كساني كه به سبب مرگ شخص ديگري ازحمايت محروم مانده اند. براي تأمين اجتماعي دومفهوم كّلي وجود دارد "مفهوم خاص"و‍"مفهوم عام". مفهوم خاص تأمين اجتماعي كه غالباً مرادف با"بيمه هاي اجتماعي"به كار مي رود كه مراد از آن تأمين اقتصادي و يا به بيان ديگرتضمين اقتصادي افراد در مقابل برخي عوامل و پديده هاست كه معمولاً ازطريق قراردادهاي حقوقي و با نظارت دولت هاانجام مي گيرد. مفهوم عام تأمين اجتماعي كه منظورازآن فراهم آوردن كلّيه ضروريات زندگي براي تمام اقشار جامعه است به نوعي كه تأمين كننده نيازهاي مادي و معنوي انسانها در حّد متعارف باشد.

 

اقدام اجتماعي:مددكاراجتماعي دراين روش، نقش"كارشناس"رابازي مي كند وسعي دارد با بررسي هاي كارشناسي برنامه هاي رفاهي خود را در قالب بخشنامه،آئين نامه و يا قانون و پس ازتصويب مراجع ذيصلاح و در سطح كلان به جامعه عرضه نمايد.

 

 

روشهاي مستقيم مددكاري عبارتنداز:

"1- مددكاري فردي ( كاربافرد)2- مددكاري گروهي ( كارباگروه)3- مددكاري جامعه اي( كارباجامعه)".

سه روش غير مستقيم آن نيزشامل:

 

"1- مديريت درمؤسسات خدمات اجتماعي2- تحقيقات رفاه اجتماعي  3- اقدامات اجتماعي مي شود."

هدف مددكاري افزايش توانايي و قابليت افراد در سازگاري با وظايف ومشكلاتي است كه با آن روبه روهستند وافزايش اصلاحات در محيط اجتماعي به گونه اي است كه افراد را به تأمين احتياجات روزانه خود توانا سازد.

ابزارها در مددكاري اجتماعي عبارتنداز:

1- مشاهده - مصاحبه 3- بررسي هاي عيني و ميداني ( بازديد از منزل ) 3- فعاليت گروهي4- رابطه حرفه اي 5- كشف و يافته ها

نقش هاي يك مددكار اجتماعي عبارتند از:- نقش ميانجي- نقش مدافع - نقش آگاهي و آموزش دهنده- نقش واسطه اي - نقش ياري دهنده و مددرسان -

مددكاري فردي( كار با فرد):

مددكاري فردي، هنري است كه دانش ومعلومات مربوط به علم روابط انساني و مهارت درايجاد رابطه را به كارمي گيرد تا استعداد نهفته افرادرابرانگيزاند. مددكاري فردي فعاليتي سازمان يافته است كه به افرادي از جامعه كه به نوعي به آن نيازمند هستند عرضه مي شود تازمينه رضايت مندي واستقلال آنها را فراهم سازد.

در مددكاري فردي نحوه رابطه با مددجو به صورت face to face  يا چهره به چهره است .

اصول و فنون درمددكاري

1-اصل فرديت قائل شدن براي مددجو2-اصل پذيرش مددجو به عنوان يك انسان با تمام خصوصياتي كه دارد3-اصل ايجاد رابطه حرفه اي دوجانبه بين مددكار و مددجو4-اصل رازداري حرفه 5- اصل خودشناسي مددكار؛_( اطلاع مددكارازكمبودها و نقاط ضعف خويش)6-اصل مشاركت مددجو در فعاليتها7-اصل كنترل احساساست مددكار8-اصل احترام به احساسات مددجو9-اصل عدم پيشداوري درباره مددجو و محكوم نكردن او

ابعاد مددكاري فردي (كاربا فرد):

 ۱- فرد داراي مشكل(مددجو) 2- مشكل 3- مددكاراجتماعي 4- منابعي كه در حل مشكل مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.این منابع در اولویت اول  خانواده بعد  ُ حاکمیت و نهایتا جامعه خواهد بود

 تكنيك هايي كه درمددكاري فردي ازآن استفاده مي شود عبارتند از:

1- مصاحبه - مطالئه - مشاهده - بازديد ازمنزل و مؤسسات - مشاوره

روش خدمت رساني درمددكاري اجتماعي ومراحل آن به شرح زيراست:

1- مطالعه  وضعیت حال و گذشته (تاریخچه )-تشخيص -تهيه واجراي برنامه كمكي يا درماني-  -ارزيابي برنامه هاي انجام شده-پيگيري

 "مددكاري گروهي(كار باگروه)"

در مددكاري گروهي مددكاراجتماعي همانند يك هنرپيشه است و بايد نقش بازي كند گاهي درنقش پدرباشد و گاهي درنقش مادر و گاهي درنقش خواهر يا برادروگاهي درنقش يك دوست واگرغيرازاين باشدهرگزموفق نمي شود و نمي توانداعتماد طرف مقابل راجلب كند ويك معالج خوب باشد. مددكاري گروهي تلاشي علمي - حرفه اي است كه مددكاربه افراد جامعه درقالب گروههاي اجتماعي وازطريق فعاليتهاي گروهي عرضه مي كند تا استعدادهاي جسمي ورواني وخلاقيتها وتوانائيهاي بالقوه اعضاء رابه حداكثرتجلي برساند. دراين شيوه مددكار اجتماعي به مراجعين كمك مي كند تا به صورت گروهي مسائل ومشكلاتشان حل شود ويا مهمترازآن به اين افراد كمك كند تا در فعاليت هاي گروهي شركت نمايند.  مددكاري گروهي جرياني است كه ازطريق آن به افراد كمك مي شود تا خود را با مردمان ديگرارتباط دهند و بر حسب نيازها و توانايي هاي خود شركت كنند و فرصت هايي راتجربه كنند. .  وعبارت است از كار با تعدادي ازافراد كه همگي عضو يك گروه باشند ومعمولاً داراي هدفها ، صفات ، مناسبات ، مشكلات ، تشویش نگراني ها و يا علايق وخواسته هاي مشترك هستند.که نتیجه آن رشد شخصيت ، تغييردرگسترش گروه  درمددكاري گروهي و همچنین  رشد فردي وتوسعه اجتماعي را براي گروه فراهم خواهد آورد

مددکاری جامعه ای روشی هدفمند كه بابسيج امكانات مادي ومعنوي وجلب مشاركت هاي اعضاء جامعه كه در جهت پاسخ به نيازجمعي و يا حل معضلات اجتماعي درجوامع شهري و يا روستايي انجام مي گيرد. درمددكاري جامعه اي عمّده ترين مشخصه از يك طرف مشاركت همه جانبه افراد واقشارجامعه مورد نظر، وازسوي ديگرتأمين نيازجمعي دريك محدوده جغرافيايي مشخص،اعم از شهر يا روستا است. جامعه تركيبي از گروههاي اجتماعي است. جامعه به مجموعه اي ازانسانها گفته مي شود كه در يك مكان جغرافيايي با يك آداب و رسوم مشترك در كنارهم زندگي مي كنند.هر جامعه اي دچار يكسري مسائل است كه اين مسائل خود به دو دسته تقسيم بندي مي شوند :"مشكل عام" و"مشكل خاص". جامعه داراي هويت و مشخصات خاص خود است. مددكاري كه با جامعه كار مي كند، فعاليت اومستلزم آگاهي از نهادها و ساختارها وروابط بين آنها در جامعه است. براي شناخت يك جامعه ابتدا بايد درآن جامعه نفوذ كرد، سپس به شناخت جامعه بپردازيم 

 اصول اساسي در مددكاري جامعه اي

-ارتباط مقدماتي- شناخت اولیه -ارتباط حرفه اي-شناخت عميق-ارزيابي و تشخيص-طرح نقشه -اقدام اجتماعي -پيگيري

 در كار جامعه اي از سه مدل استفاده مي كنيم كه اين سه مدل عبارتند از:

 ۱- مدل برنامه ريزي

 2- مدل توسعه محلي

 3- مدل اقدام اجتماعي

 درواقع در توسعه اجتماعي به مفهوم"مدكاري جامعه اي"عبارت است از ايجاد رشد مهم جانبه در جامعه از ابعاداقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و بهداشتي كه از طريق شركت دادن مردم در كلّيه مراحل كار با اتكا به نيروهاي بالقوه و بهره گيري از امكانات اجتماعي ميسر مي شود تا بدين وسيله سرنوشت خود را به دست گيرند و دراعتلاي هدفهاي ملي بكوشند.

ارزيابي نويسنده از وضعيت  و جايگاه حرفه مددكاري در كشورمان  :

عمده خدمات ارائه شده در مقوله مددكاري در كشور ما عمدتا  بشكل مددكاري فردي يا كار با فرد است . اگر نگاهي گذرا به فعاليت سازمانها ، نهاد ها و مراكزدولتي و غير دولتي و حتي كلينيك هاي تخصصي فعال در  امر مددكاري داشته باشيم خواهيم ديد كه نگرش اغلب موسسات متولي امرخدمات مددكاري نگرش فردي است . چراكه محور اصلي مددكاري فردي كار با  فرد  و مناسبا ت فردي  است . و لذا جايگاه مددكاري گروهي و جامعه اي فعلا تبيين نشده است . اساسا مددكاري اجتماعي رشته اي نوين تلقي مي گردد . كه نياز به توجه و عنايت بيشترمسئولان و متوليان را دارد . . كما اينكه پيچيدگي  روابط انساني در دهه هاي اخير و  ضعف بنيان خانواده ها و بحران عاطفي و وجود آسيب هاي متعدد در جامعه (كه از تبعات تكنولو‍زي است ) اعم از فقرفرهنگي و اجتماعي و اقتصادي ، اعتياد ، طلاق ، بي مسئوليتي نسبت به امور زندگي ، و .... ضرورت و لزوم توجه بيشتر به اين رشته را ايجاب مي نمايد .  دراغلب موسسات اجتماعي كه حسب وظيفه و فلسفه وجودي خود در راستاي ارائه خدمات اجتماعي حركت مي نمايند و متولي عرضه يك يا چند نوع  خدمت اجتماعي به جامعه هستند  ،  بنظركمتر به مفهوم و رويكرد اصلي مددكاري و ارتقاي اصول اساس آن پرداخته ميشود .

مقوله مددكاري در ايران با توجه به نوپا بودن و عدم مجهز بودن سازمان ها و موسسات ارائه دهنده خدمات اجتماعي( اعم از خصوص و دولتي ) به مددكاران حرفه اي( متخصص ) و مجرب و همچنين عدم  شناخت دقيق جامعه  از اين رشته و كاربرد آن در زندگي بشري كمتر مورد توجه بوده و اساسا ابزار و امكانات لازم جهت توسعه اين رشته در جامعه مهيانشده  و  لذا  فعاليت هاي صورت گرفته كم رنگ و  در بسياري مواقع با روح مددكاري در تعارض بوده است . در مجموع  با عنايت به نوپا بودن مقوله مددكاري و نياز جامعه به مددكاران حرفه اي انشاءا... شاهد رشد و توسعه اين رشته در ابعاد مختلف در جامعه  باشيم  .

معرفي كتاب و  منابع مربوط به رشته مددكاري

 اصول و مباني مددكاري اجتماعي / نوشته:مري دبليو . مافت دكتر خوزه . بي اشفورد/ ترجمه:خديجه السادات غني آبادي

مددكاري اجتماعي كاربافرد/ تأليف:دكترعزت الله سام آرام

مددكاري اجتماعي كارباجامعه/ تأليف:دكترعزت الله سام آرام

ديباچه اي بر مددكاري اجتماعي/ نوشته: محسن قندي

مددكاري اجتماعي / نوشته:هلن هريس پرمن/ ترجمه: منتخب

مباني مددكاري اجتماعي/ تأليف:دكتر محمد زاهدي اصل

مباني مددكاري اجتماعي/ نوشته:محمدحسن خاكساري

مقدمه اي به خدمات اجتماعي در اسلام/ نوشته:محمد زاهدي اصل

مددكاري اجتماعي ازديدگاهي جامع/ نوشته:استاد بازرگاني

فرهنگ اصطلاحات مددكاري/ نوشته:انصاري

 

گرداوري وتدوين : صادق كوچكي مددكار اجتماعي  تاريخ تدوين  و نگارش ُ21 بهمن ماه 87 ، مصادف با دهه مبارك  فجر انقلاب

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 23:36  توسط صادق کوچکی   |